1069
بوی تابستان میآید
اما من تا این را بفهمم، درختان نارنجی شدهاند
و پاییز فرا میرسد
ناگهان همهچیز در زیر چادری سپید فرو میرود
و زمستان فرا میرسد
برفها آب میشوند و گلها جهان را رنگ میکنند
و بهار فرا میرسد
من در این چرخهٔ خوابانگیز فصلها زندگی میکنم
اما یک روز من دیگر اینجا نخواهم بود
و فصلها همچنان تا بینهایت دگرگون میشوند
در حالی که از غیبت من بیخبرند.
شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۲ سبا