1084
امروز رسیدم مشهد. با قطار اومدم. جدای از اسنپ مزخرفی که گیرم اومد.. یعنی رسیدم کلی گریه کردم. یه حس عجیب غریبی دارم. قاعدتاً نباید اینقدر زود میومدم! نمیدونم اصلا زود اومدم چیکار کنم. هیچکس هم نیست. کفش جدیدم هم پشت پامو زخم کرده و لیترلی هر قدمی که برمیدارم میخوام گریه کنم.
کاش میشد امشب بخوابم و برای همیشه بمیرم. همینجا تموم شم.
جمعه ۱۱ فروردین ۱۴۰۲ سبا